کیفیت اشتغال؛ فراتر از داشتن یا نداشتن شغل
دو نفر ممکن است هر دو در آمار «شاغل» باشند اما تجربه اقتصادی کاملاً متفاوتی داشته باشند. یکی شغل پایدار با ساعت مناسب دارد و دیگری ناچار است کمتر از میزان مطلوب کار کند یا برای تأمین درآمد ساعات بسیار طولانی کار کند.
به همین دلیل ارزیابی بازار کار فقط با شمار شاغلان کامل نیست. شاخصهای کیفیت، تصویر نزدیکتری به رفاه و بهرهوری ارائه میدهند.
بازار کار به تغییرات جمعیتی، چرخه اقتصادی، فصل، ساختار بخشها و رفتار جویندگان کار حساس است. به همین دلیل مقایسه باید تا حد ممکن با دوره مشابه انجام شود و شاخصهای نرخ و سطح همزمان دیده شوند. تغییر نرخ بدون توجه به اندازه جمعیت فعال میتواند برداشت ناقص ایجاد کند.
برای سیاستگذاری نیز باید میان ایجاد فرصت، تطبیق جوینده با شغل و کیفیت اشتغال تفکیک شود. هر کدام ابزار و شاخص ارزیابی متفاوتی میخواهد. معماری این خوشه تلاش میکند این تفکیک را در مسیر حرکت کاربر از Dashboard به Knowledge و Model حفظ کند.
اشتغال ناقص چیست؟
اشتغال ناقص زمانی رخ میدهد که فرد شاغل به دلایل اقتصادی کمتر از ساعت معیار کار کند و آماده کار بیشتر باشد. در بهار ۱۴۰۵ سهم اشتغال ناقص ۸.۵ درصد گزارش شده است.
این شاخص میتواند نشانه کمبود تقاضای کار یا فصلی بودن فعالیت باشد و باید به تفکیک بخش و منطقه بررسی شود.
از منظر تصمیمگیری، نتیجه این بخش زمانی معنا پیدا میکند که به گروه هدف، افق زمانی و شاخص نتیجه مشخص متصل شود. یک برنامه بازار کار باید معلوم کند آیا قصد افزایش فرصت شغلی، بالا بردن مشارکت، کاهش زمان جستوجو یا بهبود کیفیت شغل را دارد. بدون این تعریف، حتی بهبود یک نرخ میتواند اثرهای نامطلوب یا پنهان در شاخصهای دیگر داشته باشد.
ساعات کاری بسیار طولانی
در همان گزارش ۳۷.۸ درصد شاغلان بیش از ۴۹ ساعت در هفته کار کردهاند. ساعت طولانی میتواند ناشی از ساختار شغلی، چندشغله بودن یا تلاش برای جبران درآمد باشد.
این عدد به تنهایی کیفیت را تعیین نمیکند ولی در کنار دستمزد و امنیت شغلی علامت مهمی است.
از منظر تصمیمگیری، نتیجه این بخش زمانی معنا پیدا میکند که به گروه هدف، افق زمانی و شاخص نتیجه مشخص متصل شود. یک برنامه بازار کار باید معلوم کند آیا قصد افزایش فرصت شغلی، بالا بردن مشارکت، کاهش زمان جستوجو یا بهبود کیفیت شغل را دارد. بدون این تعریف، حتی بهبود یک نرخ میتواند اثرهای نامطلوب یا پنهان در شاخصهای دیگر داشته باشد.
رسمی و غیررسمی
وضعیت قرارداد، بیمه و امنیت شغلی از ابعاد مهم کیفیت است که در Dashboard ساده فعلی پوشش داده نشدهاند.
در نسخه توسعهیافته میتوان شاخصهای بیمه، قرارداد و ثبات شغلی را اضافه کرد تا «اشتغال ایجادشده» از منظر پایداری نیز ارزیابی شود.
از منظر تصمیمگیری، نتیجه این بخش زمانی معنا پیدا میکند که به گروه هدف، افق زمانی و شاخص نتیجه مشخص متصل شود. یک برنامه بازار کار باید معلوم کند آیا قصد افزایش فرصت شغلی، بالا بردن مشارکت، کاهش زمان جستوجو یا بهبود کیفیت شغل را دارد. بدون این تعریف، حتی بهبود یک نرخ میتواند اثرهای نامطلوب یا پنهان در شاخصهای دیگر داشته باشد.
بهرهوری و دستمزد
شغل با کیفیت باید امکان رشد مهارت و بهرهوری را فراهم کند. اگر بهرهوری راکد باشد، افزایش پایدار دستمزد واقعی دشوار میشود.
به همین علت سیاست اشتغال باید به محیط کسبوکار، سرمایهگذاری و آموزش نیز متصل شود.
از منظر تصمیمگیری، نتیجه این بخش زمانی معنا پیدا میکند که به گروه هدف، افق زمانی و شاخص نتیجه مشخص متصل شود. یک برنامه بازار کار باید معلوم کند آیا قصد افزایش فرصت شغلی، بالا بردن مشارکت، کاهش زمان جستوجو یا بهبود کیفیت شغل را دارد. بدون این تعریف، حتی بهبود یک نرخ میتواند اثرهای نامطلوب یا پنهان در شاخصهای دیگر داشته باشد.
کاربرد DSS
Dashboard میتواند نرخ بیکاری را در کنار اشتغال ناقص و ساعات طولانی نمایش دهد تا تصویر متوازنتری بسازد.
تصمیمگیر سپس میتواند برای هر گزینه سیاستی بپرسد آیا فقط تعداد شغل را تغییر میدهد یا کیفیت و ماندگاری را نیز بهبود میدهد.
از منظر تصمیمگیری، نتیجه این بخش زمانی معنا پیدا میکند که به گروه هدف، افق زمانی و شاخص نتیجه مشخص متصل شود. یک برنامه بازار کار باید معلوم کند آیا قصد افزایش فرصت شغلی، بالا بردن مشارکت، کاهش زمان جستوجو یا بهبود کیفیت شغل را دارد. بدون این تعریف، حتی بهبود یک نرخ میتواند اثرهای نامطلوب یا پنهان در شاخصهای دیگر داشته باشد.